باران که می بارد تو می آیی بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه بارانِ شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد ، غصه می سوزد شب می گدازد ،سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد..... تا شعر باران تو می گیرد........
از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی
غم می کُشد ما را و می بینی دل می کِشد ما را تو می دا نی.....
تو برنگشتي ولي يادت اينجاست
خيالتم مثل خود تو زيباست
تو بي وفا شدي گذشتي از من
آخ كه چه ساده بود برات گذشتن
توبرنگشتي ولي تا هميـــشه
چشماي تو فراموشم نميشه
رفيق نيمه راه شدي نموندي
عشق منو از تو چشام نخوندي
تو برنگشتي ولي اين دل من
عاشقته ، عاشق از تو خوندن
بهونه كردي بيخودي سفر رو
تنها گذاشتي دل دربه در رو
دوستت دارم عشقم!




میخوای بدونی کی دوستت داره؟؟
اگه نگات کرد: عاشقته
اگه خجالت کشید :برات میمیره
اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت توی فکر: بدون که بدون تو میمیره
اما اگه سرشو انداخت پایین و خندید و حرفو عوض کرد: بدون که دوستت نداره
ساده نگذر
......از کسی که دوستش داری ساده دست نکش
!شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی
و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن
چون شاید
هیچوقت
هیچ کس
تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه !!جای خالیه دستاتو روی روی شونه هام حس می کنم
کاش می شد تا دوباره با هم بودیم
یا می ذاشتن به هم برسیم
یا که جدا و دور از هم بمیریم
کاش می شد بازم بگم یه عالمه دوست دارم
کاش می شد پیشت بودم بوسه رو دستات بذارم
کاش و ای کاشو ای کاش و کاش ...
این کاشها کی می خواد دیگر تموم بشه
این دنیا کی می خواد عشق و دوستی حالیش بشه
چطوری بگم نمی خوام ازت دور بمونم
هزار بار گفتم بازم می گم بدون تو نمی تونم
ای کاش می دانستند عشق یک کلمه یک حرف نیست
عشق یعنی زیباترین چیزی که خدا به آدمی داد
عشق
و من عاشقم عاشق عشق
گرچه تنهایم
چون عشق یعنی تنهایی
عشق عشق عشق
نبود در تار و پودش
ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني کلبه الاسرار
که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خویش
که مرگ من تماشاییست
فقط اسمی به جا مانده
از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی
قلم خشکیده دردستم
گره افتاده در کارم
به خود کرده گرفتارم



